بسم الله الرحمن الرحیم
بزرگواران سلام

قبل از هر چیز شکفتن هشتمین گل باغ امامت و ولایت را بر شما بلبلان این باغ تبریک می گویم .
مطلبی که می خواهم برایتان شرح دهم کرامتی از آقا امام رضا نسبت به یکی از آشنایان است .
چند سال پیش فرزند یکی از آشنایان از ناحیه ی شکم دچار مرض سختی شد، پزشکان از شناخت و معالجه ی آن ناتوان بودند .
درد عجیب ، پسرک خردسال را آزار می داد و روز به روز از توان او برای مقابله می کاست . به پزشکان متعددی برده و نشان داده شد .همه بعد از یک سری آزمایش و ویزیت اظهار عجز می کردند .
مادربزرگ پدری پسرک زیارت آقا را پیشنهاد داد و همگی به زیارت رفتند .
بعد از دو یا سه روز اقامت نیمه های شب، پسرک از خواب برخاست و گفت : در خواب آقایی را دیدم که شالی سبز رنگ بر سر داشت و به من فرمود بلند شو و به خانه برو تو دیگر خوب شده ای .
خبر به مادر بزرگ رسید اما مادر بزرگ نپذیرفت .
شب بعد نیمه های شب مادر بزرگ در خواب مردی را می بیند با صورتی نورانی که به او می گوید : ما شکم فرزندتان را شستشو دادیم و فرزند شما از هر جهت سالم و شفایافته است و می توانید او را به خانه ببرید .
صبح خبر تایید شفایافتن پسربچه به خانواده اش داده می شود . همگی خوشحال و ممنون از آقا بعد از دو سه روزی به شهر و دیار خود برمی گردند .
امید که دست شفابخش آقا امام رضا بر سرهمه ی مریضان کشیده شود .













